بدون هیچ دلیلی
خوبیش به اینه که نه خاطراتتو مرور کنی
نه چند تا کلمه حرف قشنگ بزنی
نه حس و حال بدی به فضا
نه بگی چرا اومدی
نه بگی چرا رفتی
نه هیچی...
فقط بدون هیچ توضیحی تغییر کنی...
همین
من رفتم اینجا دوستان
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
خوبیش به اینه که نه خاطراتتو مرور کنی
نه چند تا کلمه حرف قشنگ بزنی
نه حس و حال بدی به فضا
نه بگی چرا اومدی
نه بگی چرا رفتی
نه هیچی...
فقط بدون هیچ توضیحی تغییر کنی...
همین
من رفتم اینجا دوستان
قورباغه ام را قورت نمی دهم
زشت و لزج و نافرم است
نه صدای خوبی نه روی خوشی نه حتی خوش خوراک است
و هرگز هم نفهمیدم که چرا هست و مثلا نبود چه می شد
قورباغه ام را نگه داشتم
همدم بدی هم نیست
گاهی سری ، صدایی ، قوری...
حالا که بین این همه تنهایی گیر کرده ام
انگار که سالهاست عاشق شدم
تمام آهنگ های غمگین و ملایم را گوش می دهم
تمام آهنگ های گریه دار
چای و نسکافه و شکلات هم هست
و بخاری
و گرما
...
هرچند
کنار پنجره ای که رد اشک روی صورت نداشته اش جاری است
عجب فحش رکیکی است
این خیس نبودنم
کارد می زنم به هندونه خونش در نمیاد
زهره انار رو می ترکونم سفید شده از بی حالی
چنگ می زنم به جون آجیل با خاک یکی شده
شیرازه حافظ رو پر پر می کنم شاهد میاره که هیچ غزل تازه ای نداره
پس چه جشنی در کار است؟
...
چه دیر به یادم اوردم
این جشن تمام شدنم خواهد بود
دوستان دوست داشتم حتما امشب یه چیزی بگم
منتهاش کلیه راهها به ذهنم مسدود می باشد
و به هیچ وجه خوبیت ندارد کسی بگوید من لالم
در نتیجه این امر رجوع نمودیم به آپ یک سال پیش ، در چنین زمانی ! :
زندگیتون یلدایی نباشه
یلداتون مبارک

حرف هایی بود که باید به خودم می زدم
خیلی سعی می کنم اما فکرم مشغول است
تو می دانی چرا هرچه خودم را می گیرم آزاد نمی شوم؟...
دوستان خیلی عزیزم
من خونه نت ندارم
الانم محل کارم هستم
نه می تونم کامنت ها رو جواب بدم نه می تونم بهتون سر بزنم
ولی می دونم که می دونید که دلم بسیار برایتان تنگ است
درست مثل کلیدی شدم
که هرز می رود در تمام قفل های بی اندازه
و زنگ می زند ته جیب های کثیف و پر از غیر ضروریات
و گند می زند به استایل قلب نرم صورتی که از حلقه اش آویزان است
و خط می اندازد به تمام صافی های براق و خوشرنگ
کلیدی که غیر از چفت شدن و باز کردن
چیز دیگری را نشناخته و نمی فهمد
حالا از کجا بداند این ها همه بازی بود؟
که اوهم مثل بقیه فقط جزو وسایل صحنه بود؟
که اصلا دکوری بودن یعنی چه؟...
دوستان عزیزم
به یادتونم
هرچند نه وقتی هست نه حوصله ای نه اصلا اینترنتی!
از گلوی نوستالژی ام خون می چکد
لقمه بزرگتر از دهنی را نمی تواند ببلعد
از بس که خاطراتی که ساختم از عمری که کردم بیشتر است...
عروسک هایی که این همه مادرشان بودم
یک باربی ، یکی که پستونک تو دهنش داشت ، یکی که یه بچه تو بغلش بود
کتاب داستان هایی که مثل دیکته تصحیح می کردم
قصه های خوب برای بچه های خوب ، دختر کبریت فروش ، توی ده شلمرود ، هرچی که خدا میدونست کی نوشته
چتری که دست گرفتنش بهم هویت مستقل می داد ، احساس بزرگی و هیجان
کیف دستی که برای اولین بار از دستفروش خریدم ، چون چیزی نداشتم جامدادی ام را توش می تپوندم که پر باشه !
پیراهن های چین چینی که مادرم می دوخت ، هیجانش تا دوختش تموم شه
...و همه چیزهای دیگری که دور انداختم
و تمام این خانه ... که یا من او را یا او من را دور انداخته است
دوستان خفن در حال اسباب کشی هستیم
امشب نت دارم
از فردا کی خبر داره هان؟
دیگه همین دیگه ...
چقدر خوبه که دیگه نخوای کسی گریه های نکرده تو ببینه
چقدر خوبه که دیگه نخوای کسی درددلت رو بشنوه
چقدر خوبه که دیگه نخوای کسی خوبی هاتو ببینه
چقدر خوبه که دیگه نخوای کسی بهت حق بده
چقدر خوبه که دیگه نخوای کسی بهت خیانت نکنه
چقدر خوبه که دیگه نخوای کسی آسون ببخشدت
چقدر خوبه که دیگه نخوای کسی تکیه گاهت باشه
چقدر خوبه که دیگه نخوای کسی منصفانه قضاوتت کنه
چقدر خوبه که دیگه نخوای کسی عاشقت بمونه
چقدر خوبه که دیگه هیچی از هیچ کسی نخوای
چقدر خوبه که دیگه بگذری
چقدر خوبه که دیگه سبک باشی
چقدر خوبه این تلخی ... این تنهایی
چیزهایی هست که به شدت انکار می کنیم
و چیزهایی هست که به شدت باهاش موافقیم
چیزهایی هست که به شدت ازشون متنفریم
و چیزهایی هست که به شدت دوست داریم
چیزهایی هست که به شدت منکر می شیم
و چیزهایی هست که به شدت بهش اعتقاد داریم
چیزهایی هستند که هرگزاند
و چیزهایی هستند که همیشه اند
اما من دوستشون دارم
من همه این اصلا ها و حتما ها رو دوست دارم
همه این مطلق ها
همه این چیزهایی که فقط یک چیزند
همه این چیزهایی که تکلیفت رو معلوم می کنند
اون چیزی که دوست ندارم ازش خسته ام و داغونم می کنه
چیزهایی اند که به هیچ شدتی نیستند
اما به شدت هستند
همین چیزهای یه ذره از هر چیزی
همین چیزهای چند بعدی
همین بستگی داره ها
همین گذر زمان معلوم می کنه ها
همین امکان هزار زاویه دید و تحلیل ها
همین نه خوب نه بدها
همین هم خوب هم بدها
همین اما و اگر و شاید ها
همین چیزهای خاکستری
همین چیزی که زندگیه دیگه...
تازگی ها به درد بسیار بی درمانی مبتلا شدم
که بسیار هم جای تاسف دارد
و روح و جسمم را در هم شکسته....
و آن هم این است که دردم را شناخته ام